تبليغاتX
فرهنگ و ادب( عشق جاودان)

فرهنگ و ادب( عشق جاودان)
شعر و داستانک و متون ادبی

1- افغانی ……….……..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom

2- انگلیسی …………….……..آی لاو یو!……………………!I love you

3- ایتالیایی …………………………تی آمو!……………………..!Ti amo
 
4- اسپانیایی ………………….ته کویرو !………………………!Te quiro

5- آلمانی ………….…….ایش لیبه دیش!………………!Isch liebe dich
 
6- آلبانی ………….……………..ته دوه!…….………………….!Te dua

7- ترکی …….…………..سنی سویوروم!……………..!Seni seviyurom

8- پرتغالی ….…………….…….او ته آمو!………………….!Eu te amo

9- چینی ……….……………..وو آی نی!………………………!Wo ai ni

10- چکی ……..……….………میلوجی ته!…………………….!Miluji te

11- روسی ………………یا تبیا لیوبلیو!………………!Ya tebya liub liu
 
12- ژاپنی ……….…………آیشیتریو !…………….…………!Aishiteru

13- سویدی ….………یاگ السکار دای!……..………….!Yag Elskar dai

14- صربستانی …..……………….ولیم ته!……………………!Volim te

15- عربی ……..…………..انا بحیبک!…….………….!Ana Behibbek

16- فارسی..….…….….دوست دارم!……………….…..!Dooset daram

17- فرانسوی ……..……….ژ ت آیمه!…………………….….!Je t aime

18- فیلیپینی ….….………..ماهال کیتا!……………………..!Mahal kita

19- کره ای …………..سارانگ هیو!…………………….!Sarang heyo

20- لهستانی ….…………کوهام چو!……………………!Koham chew

21- مجارستانی..…………..سرتلک!…. ……………………..!Szeretlek

22- ویتنامی …….……….آن یه و ام!……………………..!An ye u em

23- یونانی ……..………….سغه پو!………………………!Sagha paw

24- یوگسلاوی ……………….یا ته وولیم!…………………….!Ya te vol


[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:32 ] [ مهرکیا ]


فرشته بیکار


     روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست  وبه کارهای آنها نگاه می کند.

     هنگام ورود، دسته بزرگی از  فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را

     که توسط پیک ها از زمین میرسند،باز می کنند وآنها را  داخل جعبه می گذارند.مرد از فرشته

     ای پرسید شما چه کار می کنید؟فرشته درحالی که داشت نامه یی را باز می کرد،گفت اینجا

     بخش دریافت است وما دعاها وتقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.مرد کمی جلوتر

     رفت.باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط

     پیک هایی به زمین می فرستند.مرد پرسیدشماها چه کار می کنید؟یکی از فرشتگان با عجله

     گفت اینجا بخش ارسال است،ما الطاف ورحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می

     فرستیم.مرد کمی جلوتر رفت ویک فرشته را دید که بیکار نشسته است.با تعجب از فرشته

     پرسید شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق جواب است.مردمی که

     دعاهایشان مستجاب شده،باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.مرد از

     فرشته پرسید مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ دادبسیار ساده، فقط کافیست

                                                                بگویند

خدایـــــــــــا شکـــــــــر


[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:31 ] [ مهرکیا ]


خـــــــدايا


من در کلبه فقيرانه خود

چيزی را دارم

که تو در عرش کبريايي خود نداری

من چون تويی دارم

وتو چون خود نداری

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:51 ] [ مهرکیا ]

  

من به دو چيز عشق می ورزم
يكی تو و ديگری وجود تو
به دو چيزاعتقاد دارم
 يكي خدا وديگری تو
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم
 يكی تو وديگری خوشبختی تو
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم
يكی تو وديگری برای با تو موندن تا همیشه
دوستت دارم
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:7 ] [ مهرکیا ]
* آش شله قلمکار*

    هر کاری که بدون رعایت نظم و نسق انجام گیرد و آغاز و پایان آن معلوم نباشد ، به آش شله قلمکار تشبیه و تمثیل می شود . اصولا هر عمل و اقدامی که در ترکیب آن توجه نشود، قهرأ به صورت معجونی در می آید که کمتر از آش شله قلمکار نخواهد بود.
    اکنون ببینیم آش شله قلمکار چیست و از چه زمانی معمول و متداول گردیده است.

    ناصر الدین شاه قاجار بنابر نذری که داشت سالی یک روز، آن هم در فصل بهار ، به شهرستانک از ییلاقات شمال غرب تهران و بعدها به علت دوری راه به قریه سرخه حصار، واقع در شرق تهران می رفت. به فرمان او دوازده دیگ آشی بر بار می گذاشتند که از قطعات گوشت چهارده رأس گوسفند و غالب نباتات مأکول و انواع خوردنیها ترکیب می شد. کلیه اعیان و اشراف و رجال و شاهزادگان و زوجات شاه و وزرا در این آشپزان افتخار حضور داشتتند و مجتمعأ به کار طبخ و آشپزی می پرداختند. عده ای از معاریف و موجهین کشور به کار پاک کردن نخود و سبزی و لوبیا و ماش و عدس و برنج مشغول بودند. جمعی فلفل و زرد چوبه و نمک تهیه می کردند. نسوان و خواتین محترمه که در مواقع عادی و در خانه مسکونی خود دست به سیاه و سفید نمی زدند، در این محل دامن چادر به کمر زده در پای دیگ آشپزان برای روشن کردن آتش و طبخ آش کذایی از بر و دوش و سر و کول یکدیگر بالا می رفتند تا هر چه بیشتر مورد لطف و عنایت قرار گیرند. خلاصه هر کس به فرا خورشان و مقام خویش کاری انجام می داد تا آش مورد بحث حاضر و مهیا شود. چون این آش ترکیب نامناسبی از غالب مأکولات و خوردنیها بود، لذا هر کاری که ترکیب ناموزون داشته باشد و یا به قول علامه دهخدا:"

چو زنبیل در یوزه هفتاد رنگ" باشد؛ آن را به آش شله قلمکار تشبیه می کنند.

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 17:2 ] [ مهرکیا ]

عشـق یعـنی مـادر

صبـر یعـنی همسر

مهـر یعـنی دختـر

نـور یعـنی خواهـر

هر چـی هستـی عشـق یا صبـر

مهـر یا نـور

روزت مبـارکــــــــ

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:30 ] [ مهرکیا ]
درباره وبلاگ

خداوندا مرا آن ده که آن به.
با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز.
من بنده حقیر خدا به مدد الهی و همیاری شما دوستان این وبلاگ را اداره میکنم.
با نوشتن داستانها و جمع آوری مطالب مفید سعی بر ان دارم که وقت شما دوست عزیز به بطالت هدر نرود و اگر مطلبی در زندگی شما تاثیر مثبت گذاشت خداوند را شاکر خواهم بود که این تحول زیبا به وسیله وبلاگ و نوشته های اینجانب صورت گرفته است.
هر پیشرفتی در وبلاگم را مدیون خداوند و شما میدانم و خودم را به تنهائی هیچکاره.
همه آرزویم اینست که در راه خداوند و بندگان خاص و صالحش کاری ناچیز کرده باشم و در دنیا و آخرت شرمنده و روسیاه پروردگار یکتا نباشم.
برای همه شما دوستان آرزوی خیر دنیا و اخرت و رضایت و خوشنودی خداوند رادارم.
شعار وبلاگو اگرچه با قدری شوخیه اما یادتون نره.( غصه نخور غذا بخور)
بک لینک فا
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز