تبليغاتX
فرهنگ و ادب( عشق جاودان)
شعر و داستانک و متون ادبی

شب یلدا( نوشته خودم)

شب یلداتون مبارک

 

دوستان گلم آرزو می کنم شب یلدای خوبیو پیش رو داشته باشین و به همتون خوش بگذره.

فال حافظ یادتون نره چشماتونو ببندینو آرزو کنید تا فال زندگیتون در شب یلدا به امید خدا به خوبی رقم بخوره.

برای همتون دعا میکنم برای منم دعا کنید.

فکر همه باشین حتی اونائی که آرزو دارن یه شب مثل شما شب یلدارو جشن بگیرن اما تا حالا نتونستن.

بیائین تو شادیامون برای همه دعا کنیم و برای همه بهترینو بخواهیم تا خدا شادیمونو مضاعف کنه و بهترینو نصیب خودمون هم بکنه.

آمین.

 داستانی کوتاه اما تامل انگیزدر شب یلدا

 

انگار همه ادمها سیگاری شدند وبس عجب که چقدر هم حرفه ای دود سیگارشان را به هوا میسپارند

اما نه این گونه نیست این دودسیگار نیست بلکه بخار دهانست و از سرما اینگونه چون دود سیگار نمایان است.

سرمای عجیبیست اما از رسیدن این سرما به استخوانهایم واهمه ندارم چون پالتو پوست  و  گاهی هم کابشن زخیمی که بر تن میکنم نمی گذارد لرزه ای هرچند ناچیز به اندامم برسد.

امشب خیلی خوشحالم چرا که تیپم حسابی عوض شده و از فصلهای قبل خوش تیپ تر به نظر میرسم .

کلاه و شال گردنم عجب بهم می اید وای پوتین هایم را که نگو چنان ابهتی بهم بخشیده است که گوئی بر فرازم و همه زیر دست من هستند.

اعتماد به نفسم بالا رفته چرا که احساس زیبائی و خوش تیپی میکنم.

امشب کلی خرید دارم

 اخه امشب بلند ترین شب سال هست که همه امشبو مهمانی میدهند.

پس با همان ابهت در حالیکه سرم را بالا گرفته ام وارد مغازه ها میشوم و تا میتوانم دستور میدهم و سفارش می کنم که از بهترین تنقلات برایم بگذارند و با صدائی بلند می گویم پولش مهم نیست هر چقدر شود پرداخت می کنم.

و از اینکه مغازه دار به من احترام میگذارد لذت میبرم.

مغازه ها را یکی پس از دیگری تخلیه می کنم و از پولم گوئی کم نمی شود

 چرا که به حدیست که کم شدنش را نمی فهمم

مرغوب ترین میوها برایم دست چین میشود و با احترام تقدیمم می گردد.

و من سوار اتومبیل گرانقیمت خود که برقش چشم همگان را خیره کرده میشوم و شاگرد مغازه دار که با دادن چند اسکناس خادم من شده است اجناس را در صندوق عقب اتومبیل جا میدهد و من روانه خانه که نه قصر خود میشوم تا بزرگترین مهمانی را برای شب یلدا برپا سازم.

عجب انار دلخونی.

اناررا دانه می کنم

احساس میکنم کسی لباس مرا میکشد

اه برو کنار گربه مزاحم انقدر لباسم را نکش به قدر کافی پاره هست تو بیشترش نکن برو کنار اینهاسهم من هستند بگذار ببینم در بین این آشغال میوه ها میتوانم چیز قابل خوردنی برای کودکانم بیابم.

آخر امشب شب یلداست و آنها چشم انتظارند

 انار لهیده را در دست میگیرم و نگاه میکنم و زیر لب این شعر سهراب را میخوانم.

من اناری را می کنم دانه

به دل می گویم:

 کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 7:30 توسط مهرنوش کیانی شاد |

داستانک دلقک (نوشته خودم)

داستانک دلقک

 

 

کوهی ازغم رو قلبش سنگینی می کرد .

دریائی ازغم تو نگاهش موج میزد.

بغضی سنگین گلوشو گرفته بود و داشت خفه اش میکرد.

اماهیچکس  این چیزهارانمیدید.

هیچکس دردش را نمی فهمید 

اگر می خندید می خندیدند اگر میگریست باز هم می خندیدند!

 افسوس که آدمها به خنده و گریه اش میخندیدند.

دلش می خواست  به همه آدمها که بلند بلند می خندیدند بگوید:

دیگر خسته شدم دیگر نمی توانم بخندم.

آخر زنم مرده است

کودکم بیمارست.

پولی ندارم

سرپناهی ندارم.

چیزی جز این نقاب خندان ندارم.

 

...

اما میدانست اگر آن حرفهارا بزند دیگر هیچکس به اونمی خندد.

دیگر هیچکس برای دیدن او از فرسنگها راه دور نمی آید.

دیگر جائی برای خوابیدن ندارد.

دیگرحتی پولی ندارد که برای فرزند بیمارش دارو بخرد.

 

پس اشکهایش را زیر گریم مسخره اش پنهان میکند و با لبخندی تصنعی

 آنقدر  می خندد و میگرید که آدمها از فرط خنده اشکهایشان جاری میشود.

.

زیر همان گریم شاد زیر آن نقاب خندان کسی نیست جز آدمی غمگین و تنها.

کسی که با وجود غم درون به همه لبخند میزند و همه آدمهای اطرافش را شاد میکند.

میخندد اما از درون میگرید.

 

او کسی نیست جز دلقک.

 

نویسنده داستانک دلقک : مهرنوش کیانی شاد.

نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385 ساعت 5:10 توسط مهرنوش کیانی شاد |

تولد 1 سالگی عشق جاودان

تولد 1 سالگی عشق جاودان مبارک باد.

سلام دوستای گلم

امروز وبلاگ عشق جاودان 1 ساله شد.

از شما خواهر برادرای خوب و نازنینم که در این 1 سال نهایت لطف و به من و وبلاگ خودتون داشتین بی اندازه ممنون و سپاسگذارم.

شما دوستان با همراهی خوبتون و با نظرات و پیشنهادای سازندهتون به من امید و دلگرمی دادین تا به کارم ادامه بدم تا امروز جشن تولد 1 سالگی وبلاگمو  با شما جشن بگیرم.

نمی تونم اسم همتونوببرم چون میترسم کسی از قلم بیافته و من شرمنده بشم.

اما از همه شما که لینک وبلاگتون در وبلاگم هست و همه شمائی که حتی یکبار بهم سر زدین ممنونم.

اما از شما نازنینی که 

 باعث شدی اسم وبلاگم بشه عشق جاودان یه دنیا ممنونم و امیدوارم هر جا هستی شادو موفق باشی.

 

دوستای گلم به مناسبت تولد ۱ سالگ عشق جاودان یه آهنگ گذاشتم که

زحمت آپلود کردنش بابرادر و شوهر خواهر عزیزم آقای فرهاد زاویه بوده که از ایشون یه دنیا ممنونم.

من عاشق این آهنگم

خواستم شما هم گوش کنید .

اینم لینک آهنگ

 

کلیک کنید

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 6:0 توسط مهرنوش کیانی شاد |