تبليغاتX
فرهنگ و ادب( عشق جاودان)

فرهنگ و ادب( عشق جاودان)

شعر و داستانک و متون ادبی

خداوند قصه اي نوشت و آنرا طوماري كرد و انرا گستراند تا هر كس انرا بخواند و آنگونه كه خود ميخواهد آنرا روايت سازد و سپس طومار را در هم خواهد پيچاند و انرا برخواهد چيد.

نام اين طومار دنيا و نام اين قصه زندگيست.

و ما  خوانندگان و راويان اين قصه بندگان مخلوقات و افريده هاي خداوند بوده و هستيم و خواهيم بود چراكه ما نباشيم نسلهاي بعد از ما هستند و هر رفته اي جايگزيني به دنبال داشته و دارد.

هر كي در اين داستان خود قهرمان قصه ميشود و با غولهاي ان بايد بجنگد و هفت خوان كه نه بلكه هفت ها خوان بايد بگذراند تا به سر منزل مقصود دست يابد و ان جائي نيست جز منزل رضايتمندي خداوند.

قهرمان قصه ميشويم و در اين راه خداوند براي ما هر آنچه بخواهيم فراهم ميكند تا ما آنگونه كه ميخواهيم به قصه خود پيچ و خم بدهيم و آنرا انگونه كه خود ميخواهيم بسازيم و خداوند به ما ياري ميرساند اما در ابتدا توضيحي ميدهد كه برايمان ابهامي باقي نماند و آن اينست كه  اگر دلخوش اين طومار شوي هر چه براي ساختن و پردازشش بخواهي  ميدهم  اما كتاب حقيقي زندگيت و جاودانه زيستت را نخواهي يافتو ترديد نداشته باش كه اين طومار به زودي بسته خواهد شد و هميشه گسترده نخواهد بود و تو نيز هميشه قهرمانش نخواهي بود.

اما اگر به دنبال كتاب واقعي هستي ميگردي  شايد هر چه بخواهي به تو ندهم و سختيهاي زيادي براي ساختن و ويرايش داستانت متحمل شوي اما بي ترديد تو را ياري ميرسانم تا در زير نظر من به آن  منزل برسي و تو را از كاستيهاي طومار باخبر ميكنم و نميگذارم دلبسته ان شوي و تو را به شوق اصلي ترين كتاب زندگي جاودان هدايت خواهم كرد.

ودر راهت نشانه هائي ميگذارم كه اگر به انه دقت كني به من خواهي رسيد.

كساني دوست تو ميشوند كه با حرفهايشان من را به تو بيشتر معرفي ميكنند و تورا به رسيدن به زندگي جاودان هدايت ميكنند.

حال اين تو هستي كه دلخوش طومار موقت باشي يا اشتياق يافتن كتاب هستي بخش و زندگي جاودان را داشته باشي.

لذت  بي دوام دنيا را بخواهي يا لذت جاودان آخرت را.

خداوند هر آنچه بايد بدانيم ميگويد اما افسوس كه فراموشكار ميشويم افسوس كه ديدن زيبائيهاي اين داستان مجازي اين حواشي دروغين اين طومار كه به آن زينت بخشيده ما را چنان فريب ميدهد كه گمان ميكنيم هميشگي خواهد بود و خود نيز هميشگي قهرمان ان خواهيم بود.

اما به قول يك دوست يك همراه و به قول يك نشانه از نشانه هاي پروردگار:

اين دنيا جاي عمله و بايد بنده خالص خداوند بود.

كمتر بگيم و بيشتر عمل كنيم.

هر چه در گذشته شد ديگه شده از حالا در صدد جبران برائيم و نااميد نشويم كه نااميد از رحمت خداوند با كافر بودن برابراست.

پس بگيم الهي به اميد تو و ازش بخواهيم از شر وسوسه هاي نفس اماره كه همواره ادمي را به بدي سوق ميدهد و از شر شيطان رانده شده كه ادمي را وعده دروغ ميدهد به پناهگاه امن خداونديش پناه دهد .

 

از همه دوستان عزيز و از همه شما نشانه هاي خداوند كه سبب شدين اين افكار به رشته تحرير در ايد سپاسگذارم.

به خصوص از كسي كه خيلي مديون محبت هاي خالصانه اش هستم .

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:59 توسط مهرنوش کیانی شاد| |