فرهنگ و ادب( عشق جاودان)
شعر و داستانک و متون ادبی
امروز تو به دنیا اومدی وحتم دارم همه را بی نهایت خوشحال کردی. امروز تو به دنیا اومدی و این چندمین بار است که به دنیا می ائی و هر بار زیباتر پاکتر و بزرگتر میشوی و این نهایت کمال را میشود در تو احساس کرد. امروز میخواستم صدایت را بشنوم مانند دیروز اما امروز تو وقت نداشتی یا داشتی وا نقدر لازم داشتی که نمیتونستی به من چند ثانیه ای ازش را قرض بدی و همین امرچقدر ناراحتم کرد. امروز به مانند دیروز با خدا حرف زدم بازهم گله باز هم گریه. من تو را دوست دارم درست فهمیدی درست شنیدی درست خوندی این همون جمله ای هست که تو بارها در خواب میدیدی که به تو گفتم و بارها دیدی شنیدی که در بیداری ابرازش کردم. از اینکه تورا دوست داشتم و دارم پشیمان نیستم هرگز. میبینی زمان را انگار همین دیروز بود که ما با هم آشنا شدیم چقدر زود گذشت چقدر آدما زود عوض شدن . دیگه دوست داشتن به قلب نیست دیگه عشق رنگی نداره. چشم آدما همونجور دورغ میگه که قلبشون میگه که زبونشون میگه ، حقیقت اینه دیگه هیچکس پاک بودن خوب بودن سالم بودن و سر به راه بودنو نمیخواد اما نمیدونم چرا من میگم به درک و هنوز میگم الهی به امید خدا و میگم الهی مارو در نهایت پاکی به آرزوهای خوبمون برسون به نظرت اشتباهه؟ نه نیست. نیاز نیست با خودت درگیر بشی نیاز نیست احساس نگرانی کنی و بگی باز من برگشتم و روز از نو روزی از نو نه خیالت راحت باشه تو پرنده قلبم بودی از اینکه روزی اسیرت کرده بودم خودم هم ناراحتم و ازت بی نهایت معذرت میخوام اما خیلی زود خدا و خودت ازم خواستین که رها بشی و چقدر درد ناک بود اما قسم میخورم رهایت کردم و .. یه بغض دارم یه حرف نگفته شایدم هزار بار گفته، اینکه همیشه فکر میکنم دوست داشتن همینه که قلبم گواهی میده اینکه وقتی کسیو دوست داری نمیتونی فراموشش کنی نمیتونی بی خیالش بشی نمیتونی نبینیش صداشو نشنوی چون مریض میشی روحت میمیره جسمت کشش نداره روحتو تحمل کنه. اما از وقتی تو به من نشون دادی دوست داشتن من با دوست داشتن تو خیلی فرق داره تصمیم گرفتم مثل تو بشم هرجند هنوز خودمم. از اینکه نمیتونم مثل تو باشم شرمنده ام از اینکه میفهمی دلواپستم و شنیدن یک لحظه صدات میتونه دل نگرانمو آروم کنه شرمنده ام اما بگذار خیالت را برای همیشه راحت کنم یادت هست چه جوری گفتی برم هنوزم دلم میسوزه و یادش عذابم میده اما ممنونم چون یادش مجبورم میکنه یاد بگیرم مثل تو باشم. برای تو غرورمو شکستم و نه یکبار صدها بار بعد خداحافظی برگشتم از اونجا که من ایما اشاره نمیفهم از سکوتت و رفتارت نفهمیدم اما بار آخر زبونت چه رسا حرفشو گفت برای همین خیالت راحت باشه. من تو خدا یعنی هر چی هست چه نهان و چه عیان شاهدش یکی هست اونم خداس. چون هنوز مثل تو نشده بودم خواستم صداتو بشنوم و بگم تولدت مبارک.


