تبليغاتX
فرهنگ و ادب( عشق جاودان)
شعر و داستانک و متون ادبی

اربعین حسینی

سالروز اربعین امام حسین (ع) را به عموم عاشقان و شیعیان واقعی تسلیت عرض میکنم

امیدوارم نذر دلاتون قبول حق قرار گیرد.

دوستان مارا از دعای خیرتون بی نصیب نکنید.

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 10:25 توسط مهرنوش کیانی شاد |

ایام سوگواری محرم بر عاشقان تسلیت باد

 برای خواندن متن زیارت عاشورا و معنی فارسی ان روی لینک ادامه مطلب که در پائین درج شده کلیک کنید

با ارزوی قبولی در درگاه حق.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 10:16 توسط مهرنوش کیانی شاد |

عید غدیر بر عاشقان مبارک

 

صاحب عید غدیر

 

 

ای علی مرتضی، ای صاحب عید غدیر

 

 

ای پسر عم رسول، شیر خدا، اول امیر

 

تو دلاور مرد جنگ نهروان و خیبری

 

بهترینی، چون که بر ام ابیها همسری

 

 

لرزه بر چاه افکنی، آندم که اسرارت شنید

 

ذوالفقارت بعد حق بی شک عدالت آفرید

 

 

بستر پاک رسول مهد شهامت بر تو بود

 

 

آن شبی که این شجاعت راه هجرت می گشود

 

 

کعبه چون منزل گهت شد آبروداری کند

 

 

کوفه محرابش هماره تا ابد زاری کند

 

بر جهاز اشتران در موسم حج الوداع

 

 

دین خاتم جان گرفت از محضر تو مقتداء

 

 

این ندای حق، سروش وحی بود از نای دوست

 

 

هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست

 

زان زمان که مانده بر جا، یادگار احمدی

 

 

عترت و قرآن حق از مصطفای سرمدی

 

 

شیعیانند جملگی بالا نشین، مولا علی (ع)

 

 

کی نبی را بوده برحق جانشین، الا علی (ع)

 

 

شعراز وبلاگ فکرت با مدیریت اکبر علیزاده اعتمادی

 

مطالبی در مورد عید غدیر

نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386 ساعت 12:5 توسط مهرنوش کیانی شاد |

عید سعید فطر

نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 10:0 توسط مهرنوش کیانی شاد |

شب قدر

ايام سوگواري مولي الموحدين اميرالمومنين علي عليه السلام را بر عموم عاشقان واقعي تسليت عرض ميكنم.

 

 

الهي به حرمت اين شباي قدر خدا به روح همه ما قدر و مزلت ببخشه و از سر تقصيرات و گناهان ما بندگان روسياش بگذره.

الهي در اين شباي قدر خداوند نگاه لطف و رحمت و بخشندگيشو از هيچكدوم از ما بنده هاش دريغ نكنه.

الهي همه ما مورد عفو ببخشش خدا قرار بگيريم الهي به حق اين شباي عزيز خدا دست هممونو بگيره و نذاره بلغزيمو از پا در بيائيم.

الهي به حق اين شباي قدر دعاي بهترينا بدرقه راهمون باشه و در دنيا و اخرت دستگيرمون باشه.

الهي به حق اين شباي قدر همديگرو فراموش نكنيم و براي روسفيديو سربلندي همديگه در درگاه خدا دعا كنيم.

الهي هممون در اين شب قدر يه قدم به سمت نور الهي نزديك بشيم و هر كي جلوتر بود به فكر اون آدمي كه عقب مونده بيافته و كمكش كنه.

الهي در اين شب قدر پرونده اعمالمون پاك و سفيد بشه .

الهي در اين شباي قدر سرنوشت هممون به خير و خوشي رقم بخوره.

آمين يا رب العالمين.

 

نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 23:25 توسط مهرنوش کیانی شاد |

مهمانی خدا(نوشته خودم)

ماه مبارك رمضان بر همه عاشقان واقعي مبارك باد

اميدست اين ماه  ماه سلامتي و خوشبختي و موفقيت براي تك تك بندگان خدا باشد.

خدايا ميگن اگه تو بنده اي رو دوست داشته باشي اونو وسيله ساز خير ميكني و به وسيله اون بنده دست نوازش بر سر بنده ديگري كه دوستش داري ميكشي.

اميدست كه ما آن بنده باشيم .

خدايا ياري كن تا با دلي پاك و قلبي دور از ريا بر سر سفره روزي تو بنشينيم و توانائي ده كه در طعام اين سفره با بندگاني كه اگرچه گرسنه اند اما چشم و دل سير از مال دنيا هستند شريك شويم.

خدايا كمك كن تا در اين ماه بديهامونو به خوبي مبدل كنيم و به نور اميد تو قلبامونو جلا بديم.

اگر تا به حال انسان نبوديم تو كمك كن انسانيت را بياموزيم و يادمان بيايد كه اشرف مخلوقات بودن مرتبه ايست كه تنها با انسان بودن معنا پيدا ميكند.

خدايا در اين ماه كه درهاي رحمت و بخشندگي تو به روي بندگانت باز هست مارا نيز ببخش و به راه راست هدايت كن.

خدايا كمك كن نشانه هايت را ببينيم و درك كنيم و

 خوبيهارا حفظ كنيم و بديهارا زير پا له كنيم.

خدايا چه بسيار وقتها كه تو با كلام همجنس و همنوع خودمان با ما سخن ميگوئي و ما گمان ميكنيم كه اينرا انساني خاكي گفته است و تنها ميگوئيم كه چه كلام زيبائي اما نمي دانيم كه ان كلام زيبارا خالق زيبا گفته است تنها با زبان يك ادم خاكي كه روح خدائي در او بوده است.

و چه بسيار صحنه هاكه مانند اخطار و تلنگر از جلوي ديدگانمان گذشته اند و ما آنها را اتفاق قلمداد كرده ايم اما ندانسته ايم كه تومارا بدان متوجه ساخته اي و اينها و انها همه از جانب توست.

خدايا كمك كن بينا باشيم و شنوا تا ببينيم و بشنويم هر آنچه از جانب توست تا عمل كنيم به انچه رضاي توست.

آمين يا ربالعالمين

 

 مهماني خدا

(سروده خودم)

 

من تاريك گناه نيست دلم در خور نور

كه من خاكي خودم اين دلو كردم زتو دور

با چه روئي بر سر سفره تو بنسينم

با چه روئي حرمت عشق تورو بشكونم

من سزاوار نه اينم كه مهمون تو باشم

من سزاوار همينم كه دربون تو باشم

پاكرويان و دلان لايق درگاه توان

شمع جان سوختگان عاشق درگاه توان

من پرگشته گناه نيست دلم لايق تو

با چه روئي به تو گويم كه شدم عاشق تو

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 20:59 توسط مهرنوش کیانی شاد |

میلاد امام علی(روز پدر)(نوشته خودم)

ولادت مولای متقین امیرالمومنین (ع) و روز پدر را به همه شما عاشقان اهل بیت و همه پدران نازنین و مردان جوانمرد این کره خاکی تبریک و تهنیت عرض میکنم

 

امیدوارم در چنین روز بزرگی قلبهایمان را به نور مولود کعبه نورانی سازیم و فراموش نکنیم که میلاد کسی را جشن می گیریم که برای خودش همه کس بود و اسوه عدل و معرفت و انسانیت بود کسی که انعکاس خداوند برای جهانیان بود و همه صفات خوب در او خلاصه میشد.

امیدوارم در این روز قدر دادن زحمات پداران دلسوزمان باشیم و دستانشان را به پاس زحماتی که برای ما کشیدن ببوسیم و تنها با کلامی از صمیم قلب خستگی را از تنشان بیرون بیاوریم.

پدران فراموش شده را به یاد بیاوریم و برای رفته ها دعا کنید و برای آنکس که مقامش را از یاد برده نیز دعا کنید که در این روز به یاد بیاورد که پدر بودن موهبتیست الهی و شکر گذار باشد.

خوش به سعادت آنکس که نه تنها نام او علی است بلکه منش او علی واراست .

 

 

روزی اشخاصی از امام علی خواستند تا خدا را چنان توصیف کند که  گویی خدا را با چشم سر دیده اند  و امام در حالی که رنگ از رخسارشان پریده بود  آغاز کردند:

 

((( ستایش خداوندی را سزاست که حواس پنجگانه او را درک نکنند و مکان ها او را در بر نگیرند و دیدگان او را ننگرند و پوشش ها  او را پنهان نسازند. با حدوث آفرینش ازلی بودن خود را ثابت کرد و با پیدایش انواع پدیده ها وجود خود را اثبات فرمود و با همانند داشتن مخلوقات ثابت شد که خدا همانندی ندارد .خدا در وعده های خود راستگو و برتر از آن است که بر بندگان ستم روا دارد.میان مخلوقات به عدل و داد رفتار کردو در اجرای احکام عادلانه فرمان داد.

حادث بودن اشیا گواه بر ازلیت او  و ناتوانی پدیده ها دلیل قدرت بی مانند او و نابودی پدیده ها گواه دائمی بودن اوست . خدا یکی است نه با شمارش . همیشگی است نه با محاسبه ی زمان .برپاست نه با نگهدارنده ای. اندیشه ها او را می شناسند نه با درک حواس. نشانه های خلقت به او گواهی می دهند .نه به حضور مادی.فکرها و اندیشه ها بر ذات او احاطه ندارندکه با آثار عظمت خود بر آنها تجلی کرده است. و نشان داد که او را نمی توانند  تصور کنند و داوری این ناتوانی را بر عهده فکرها و اندیشه ها نهاد.بزرگی نیست دارای درازا و پهنا و ژرفا که از جسم بزرگی برخوردار باشد و با عظمتی نیست که کالبدش بی نهایت بزرگ و ستبر باشد.بلکه بزرگی خدا در مقام و رتبت . و عظمت او در قدرت و حکومت اوست.)))

نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 9:45 توسط مهرنوش کیانی شاد |

تولد خانوم فاطمه زهرا(روز مادر)

روز میلاد بی بی دو عالم خانوم فاطمه زهرا (س) و روز مادر را به همه مادران واقعی تبریک می گم

 

 امیدوارم در این روز عزیز و فرخنده یادمون نره که از مادرعزیزمون به قدر حتی یک شاخه گل و حتی یک کلام پر مهر و از صمیم قلب قدر دانی کنیم.

 توئی که این متنو میخونی

امروز نه تنها به یاد مادر خودت باش بلکه به یاد مادرانی باش که فرزندانشون با بی مهری تموم اونارو تنها رها کردن و به دست فراموشی سپردن.

امروز اونا چشم اتظار دیدار فرزندانشونن اگه تو همون بچه ای هستی که بی مهری کردی حالا به خودت بیا و برو جبران کن و اگه تو نیستی بازم برو اون مادر تنهارو دریاب اون از تو هیچ هدیه ای نمی خواد اون وجودتو میخواد اینکه بدونه زنده هست و فراموش نشده.

توئی که مادرتو از دست دادی تو هم برای روح مهربونش دعا کن و بدون باز هم مادرانی هستند که هم تو و هم اونا به هم نیاز دارین.

و در آخر یادمون نره که امروز روز مادر همه ما خانوم فاطمه زهرا هست پس به شایستگی قدر دانی کنیم .

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 9:54 توسط مهرنوش کیانی شاد |

خدایا فاطمه کیست؟(نوشته خودم)

خدایا فاطمه کیست؟

چرا آنگونه که باید و شاید نمی دانم؟

چرا نمی توانم تجسم کنم این بانوئی که همه میگویند بهترین هست چه شکلیست چگونه بهترین بوده چه کرده که بهترین شده و چرا همه ادمیان زن و مرد از مقام او می گویند

چرا از علی بیشتر میگویم و اورا بیشتر میشناسم چرا نمی دانم کسی که الگوی من است کیست؟؟؟؟

خدایا اینها را کسی یا دلی میگوید که خود را درمانده دیده و به سویت رو کرده تا او را هدایت کنی اینها را دلی میگوید که در وادی دانائی و جهل سرگردان و متحیر شده است و نمی داند کیست .

خدایا همه جا شنیده ام که فاطمه پاک و پاکدامن بوده صبور و مقاوم بوده انیس و رازدار بوده و

شنیده ام که خلقت او قبل ما بوده و شنیده ام که اسوه زماه بوده و هست.

خدایا اما با چه زبونی بگم میترسم ناراحت بشی میترسم بانوی دو عالم از م برنجه اما مگه نه اینکه تو بهتر ازما از درونمون با خبری پس چه چیز را پنهان کنم در حالیکه میدانی.

میخوام ازت بخوام کمکم کنی رابطم با خانوم فاطمه زهرا بیشتر بشه یه جورائی دلم میخواد مثل یه مادر که مدتهاس ازش دور موندم پیداش کنم  به مهر و محبتش برسم تو اغوش گرمش جا بگیرم.

میخوام همونجور که شبا با عکس مولا امام علی حرف میزنمو میگم برام دعا کنه میگم یا علی مدد کن میخوام خانومو یه جور صمیمی تر صداش کنم احساس غریبی دارم احساس میکنم از خانوم دورم و دلم میخواد وقتی باهاش حرف میزنم فکر کنم کنارمه بهم میگه بیا بشین کنارم دست رو سرم بکشه و وقتی از غصه هام میگم برم تو اغوشش و گریه کنم و بگم برام دعا کن بگم منکه پیش خدا جائی ندارم از بس روسیاهموگنهکار اما مهربونم عزیز جونم الهی من فدات بشم برام دعا کن تا خدا هم منو ببخشه بگم بی بی دو عالم اون دنیا یادت نره یه بچه داشتی که ازت خواسته و التماست کرده اون دنیا به دادش برسی و به خدا بگی این عزیز منه و بگی به خاطرت منو ببخشه.

ای خدا چی بگم که انگار جوابمو همین حالا دادی.

چون دارم اشک میریزمو با خانومی که تا یه دقیقه پیش فکر میکردم ازش دورم انقدر صمیمی حرف زدم که خودم هم باورم نمیشه

الان که  اینارومیگم خودمو تو اغوش خانوم میبینم با همون چادر سیاه و روبند سفید و نورانی و دستان نرم و با محبت نمی تونم چهره خانومو ببینم اما از زیر روبند نگاهشو حس میکنم باهام گریه میکنه میگه گریه نکن اما خودش گریه میکنه داره بهم میگه اروم باش خدا بزرگه و خیلی مهربون اما من دلم میخواد گریه کنم اخه اولین باره تو اغوش خانوم دارم اشک میریزم و انقدر محکم بغلش کردم که ضربان قلبشو میفهمم که با هرطپش به قلبم ارامش میده و یه امید به اینکه خدا منو و همه مثل منو میبخشه.

اگه نوشتمو تموم کنم از اغوش خانوم کنده میشم اما خانوم منو نوازش میکنه و میگه همیشه باهام حرف بزن من همیشه کنارتم و تو هر وقت بخوائی تو آغوش من میتونی گریه کنی و باهام حرف بزنی.

اینا یه دردو دل بود خودمم فکر نمیکردم اینجوری بشه اما در یه ان همه اینا که گفتم واسم پیش اومد و من واقعا دلم آروم شد.

واسه همین دلم خواست این احساس پاکیو که خدا به قلبم بخشید این مهربونیو صمیمیتی که با خانوم فاطمه زهرا پیدا کردم با شما قسمت کنم.

شاید این نوشته از نظر دستوری هیچ توازن و تعادلی نداشته باشه اما خدا میدونه همش از دلم برخاسته و امیدوارم دل برخاسته به دلتون بشینه.

منتظر حرفای خوبتون هستم.

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 6:49 توسط مهرنوش کیانی شاد |

دردو دل مذهبی

دوستان این پستو خواهش میکنم کامل بخونید و نظرتونو برام بنویسید میخوام بدونم در جواب دردو دلم چی بهم میگین می خوام بدونم ایا تنها من اینجور سردرگم هستم یا شما هم بامن همدردین.

بهم بگین منتظرتونم.

 

امام حسین مولای من شما و 72 تن از یارانتون شهید شدین چون خواستین حقیقت زنده بمونه اما حقیقت در قل و زنجیره.

امام حسین من محرم که میشه دلم عاشورائی میشه فکر و ذهنم میشه کربلا اما آقا جون هنوز درست نمی دونم اون روز توی اون جنگ چه اتفاقاتی افتاده هنوز نمی تونم درست تجسم کنم.

نگین که بی احساسم نگین که قلب تو سینم نیست نگین نمی فهمم درد یتیمیو نمی فهمم تشنه ماندن و خشک شدن لبهای کودکانو آقا جون اینارو میفهمم و شاید همین اندازه فهمیدن باعث شده محرم دلم هواتونو داشته باشه.

اما نمی دونم کدوم روایت روایت واقعی اون واقعه تاریخی و خونینه.

نمی دونم وقتی یه بچه ازم بپرسه امام حسین و برام تعریف کن چی بگم داستان زندگیتونو چطوری تعریف کنم که درست باشه.

اگه ازم بپرسه امام حسین چطوری شهید شد اگه بگه عاشورا چی شد تو کربلا چه اتفاقاتی افتاد چی بگم که حقیقت محض باشه؟؟؟؟؟

چرا هر کس یه روایت داره چرا آدمای تلویزیون یه چیز میگن بابا یه چیز میگه اون اقا که داره نوحه خوانی میکنه یه چیز میگه؟؟؟؟

اقا جون نمی دونم شاید من نمی فهمم شاید این تنها منم که نمی دونم اما سردرگمم و نمی دونم حقیقت و کجا بیابم و دنبالش کجا بگردم.

چرا این آدمای راوی تعداد قتل و کشتارو اینقدر دقیق میگن چرا مسافت ها اینقدر دقیق بیان میشن مگه اونجا بودن؟

چرا یه حرفهائی زده میشه که  یه بچه مسخره کنه و بگه اونجا کروکی کشیدن؟؟!!

من میخوام با تعریف کربلا دل بچه بلرزه نه اینکه قبول نکنه و با منطق کودکانش حرفی بزنه که نتونم جوابی بدم و فقط بگم همینکه من میگم درسته و کفر نگو ولی تو دلم بگم راست میگه ها و تائیدش کنم/

اقا جون چطوری بفهمم که حقیقت چی بوده؟

پس اقا امام زمان منجی عالم کجاهستن؟

کی به فریاد ما آدمای سر درگم میرسن و نجاتمون میدن؟؟؟ تا کی باید این حرفهارو بشنویم اما در حقیقتشون شک داشته باشیم؟؟؟

چرا فیلمهای ساخته شده هر کدوم یه چیزی میگن چرا منکه مسلمون هستم نمیتونم یه داستان حقیقی و بدون شبهه از امامام بگم چرا اگه بگن از حضرت مسیح بگو بهتر میدونم و یه روایت دارم که بگم نه هزار جور؟؟؟؟

خلاصه بگم اقا جون دلم گرفته منو ببخش اگه تو عذاداریات هنوز دلم صاف نیست آخه نمی تونم تجسم کنم.

اما اشکامو قبول کن چون ایمان دارم بهترین بودین و برای حقیقت بودینو جنگیدین و شهید شدین ایناس که منو به باورتون میرسونه اما نگین که کافر شدم کفر نیست آقا جون نمی دونم وقتی نمی دونم چیو قبول کنم از چی حرف بزنمو دفاع کنم؟

دنبال حقیقتم به هر کی میرسم میگم کمکم کنه تا بفهمم حقیقتو بفهمم.

مولای من کمکم کن.

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 7:7 توسط مهرنوش کیانی شاد |

شعر خواب دیدم ( ویژه محرم)

سلام دوستان خوبم. 

 ایام سوگواری محرم را به همه شما عاشقان تسلیت میگم

 از همه شما برادرا و خواهرای گلم عاجزانه التماس دعا دارم.

امیدوارم آقا امام حسین در روز رستاخیز شفاعت هممونو پیش خدای احد و واحد بکنه و هممون عاقبت به خیر بشیم.

دوستان تا بعد عاشورای حسینی مطلب جدید ندارم و الان یه شعر از وبلاگ یه دوست براتون میذارم که حتم دارم خوشتون میاد.

هر وقت دلتون شکستو برای امام حسین اشک ریختین برای منم دعا کنید.

 

خواب دیدم مرده ام**خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود**وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

بالش زیر سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

هر که آمد پیش حرفی راند و رفت**سوره حمدی برایم خواند و رفت

ناله می کردم ولیکن بیجواب**تشنه بودم در پی یک جرعه آب

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست**آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنه کار سیه دل،بسته پر**نام اربابان خود یک یک ببر

گفتنم عمر خودت کردی تباه**نامه اعمال خود کردی سیاه

ناامید از هر کجا و دل فکار**می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان**نور پیشانیش فوق آسمان

صورتش خورشید بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور

گیسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسیان حلقه بگوش

لب که نه،سرچشمه آب حیات**بین دستش کائنات و ممکنات

بر سرش دستمال سبزی بسته بود**بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود

کی به زیبائی او گل میرسید**پیش او یوسف خجالت میکشید

در قدوم آن نگار مه جبین**از جلال حضرت حق آفرین

دو ملک سر را به زیر انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتم این زمزمه**آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت آمده**گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رویم خنده کرد

این که اینجا اینچنین تنها شده**کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است**گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد

بار ها بر من محبت کرده است**سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است** چای ریز مجلس ما بوده است

اینکه در پیش شما گردیده بد**جسم و جانش بوی روزه می دهد

با ادب در مجلس ما می نشست**او به عشق من سر خود می شکست

پرچم من را به دوشش می کشید**پا برهنه در عزایم می دودید

اسم من راز و نیازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است

اقتدا بر خواهرم زینب نمود**گاه می شد صورتش بهرم کبود

حرمت من را به دنیا پاس داشت**ارتباطی تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقای من

تا که دنیا بوده از من دم زده**او غذای روضه ام را هم زده

بارها لعن امیه کرده است**خویش را وقف رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم**با خود او را نزد زهرا می برم

هر چه باشد او برایم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود**باعث خوشحالی اعدا شود

در قیامت عطر بویش می دهم**پیش مردم آبرویش می دهم

باز بالاتر به روز سرنوشت**میشود همسایه من در بهشت

آری آری هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است

این پست و پست قبلیو که ویژه محرم هست را بخونید و برای دوستان خوبی که واسطه خیر شدن تا این مطالبو برای شما بذارم دعا کنید.

نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 7:33 توسط مهرنوش کیانی شاد

داستان پیراهن بهشتی ( ویژه محرم)

  

 ایام سوگواری ماه محرم بر عاشقان اهل بیت تسلیت باد

 

از بعضی اخبار روایت شده که روز عیدی حسن و حسین (ع) در حجره جد خود داخل شدند و

گفتند: "یا جداه! امروز عید است و فرزندان عرب جامه های رنگین در بر کرده و لباسه

نو پوشیده اند و ما را جامه نو نیست برای این نزد تو

. آمده ایم

پس آن حضرت لختی تامل در آنها کرد

و گریست و در خانه جامه ای شایسته آنها نبود و نخواست آنها را نومید کند و دلشان را

بشکند پس پروردگار خود را خواند گفت:"ای خدای من! دل آنها و مادرشان را

 مشکن.

جبرییل فرود آمد و با او دو حله

سفید بود از حله های بهشت پیغمبر(ص) شادان گشت و آنها را گفت:"ای سید جوانان اهل

بهشت! این جامه ها را که خیاط قدرت به اندازه قامت شما دوخته است بگیرید."وقتی آنها

خلعت ها را سفید دیدند گفتند:

این چگونه باشد کودکان عرب جامه های رنگین در برکرده اند.

 

پیامبر (ص) لحظه ای در کار ایشان

سر به زیر انداخت, جبرییل گفت :"ای محمد(ص) دل تو خوش باد و چشمت روشن که صابغ صبغة

الله این کار را برای ایشان انجام دهد و دل آنها را شادان گرداند به هر رنگی که

خواهند, پس بفرمای تا تشت آب را حاضر کنند.

 

حاضر کردند و جبرییل گفت:"ای رسول

خدا!من بر این آب میریزم و تو در دست بفشار تا به هر رنگ که خواستند رنگ

 پذیرد.

پیغمبر(ص) حلّه حسن (ع) را در تشت

نهاد و جبرییل آب میریخت و پیغمبر (ص) روی به حسن آورده:"ای نور دیده! حلّه خود را

به چه رنگی میخواهی؟

گفت:آن را سبز

 میخواهم.

پیغمبر آن را در آب به دست خویش

فشرد, پس به قدرت خداوند رنگ سبزی نیکو گرفت مانند زبر جد,پس پیغمبر آن را بیرون

آورد و به حسن(ع) داد و پوشید, آنگاه حلّه حسین(ع) را در تشت نهاد و جیرییل آب

میریخت و روی حسین آورده فرمود:"ای نور چشم من!(حسین (ع) پنج ساله بود) تو حلّه

خویش را چه رنگ می خواهی؟:

گفت:یا جدّاه!آنرا سرخ می خواهم.

پس پیغمبر آن را در آب به

دست خویش فشرد و حلّه سرخ شد مانند یاقوت, حسین(ع) آن را پوشید و پیغمبر شاد شد و

حسن (ع)و حسین(ع) خرم و شادان نزد مادر رفتند و جبرییل چون این حالت دید گریست,

پیغمبر فرمود:" ای جبرییل!در مثل این روز که فرزندان من شادان گشتند تو گریانی و

اندوهگین؟

سوگند به خدای که مرا از سبب آن آگاه کن!

جبرییل گفت:" ای رسول

خدا(ص)! فرزندان تو هر یک رنگی برگزید و ناچار حسن(ع) را زهر نوشانند و از اثر آن

بدنش سبز شود و ناچار حسین(ع) را بکشند و ذبح کنند و تنش از خونش رنگین

شود.

پیغمبر گریست و اندوهش

افزوده گشت.

با تشکر از علی اقا که لطف کردن این داستان زیبا رو برای من و همه دوستان عشق جاودان فرستادند.

 

التماس دعا

 

 

نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 11:20 توسط مهرنوش کیانی شاد |

شب قدر

امشب  شب قدر است شب منزلت دعا

شب نزول قرآن شب بخشایش بیکران  شب بخشیده شدن خلق.

شب گشوده شدن درهای بهشت شب دوباره متولد شدن برای خوب خواستن و خوب زیستن.

شب دعا شب نیاز شب التماس برای پاک شدن و پاک ماندن.

امشب شب نوزدهم ماه رمضان هست شب ضربت خوردن مولایمان علی ( ع).

کسی که وقتی  خواست پا به دنیا بگذارد سینه کعبه به خاطرش شکافته شد و وقتی خواست از دنیا رخت بربندد فرق آسمان  شکافته شد و کلام حق نازل شد.

بیائیم امشب برای خودمون و همه بندگان خدا دعا کنیم بیائیم دستهامونو به سوی آسمان تاریک اما نورانی خدا بلند کنیم و از صمیم قلبی که شکسته و غمگین به خاطر هزاران گناه و اشتباه شده خدارو صدا کنیم و بگیم :

))خدایا به حق این ماه مبارک به حق این شب عزیز به حق مولایمان علی  مارو ببخش و بیامرز.

خدایا ایمان و اراده و اعتقاد قوی و استوار بهمون عطا کن.

خدایا مریضارو شفا بده.

گرفتارارو از بند گرفتاریو مشکلات رها کن.

خدایا آبرومونو حفظ کن.

سعادتو سلامتو سربلندی و آخر عاقبت به خیریو نصیب تک تکمون بکن.

 خدایا هیچ پدر ومادریو شرمنده اولاد و هیچ اولادیو شرمنده والدین نکن.

 خدایاهر چی که صلاح میدونی برامون رقم بزن.

خدایا برای تک تک بندهات بهترینو می خوائیم پس تو بهترینو برامون بخواه.

 خدایا مارو از شر شیطان رانده شده و هوی و هوس درونی در امان نگه دار.

مارو هدایت کن و به حال خودمون وا نذار.

 خدایا روز حساب تک و تنها و بی یاورمون نذار.

خدایا به تو تکیه کردیم پشتمونو خالی نکن.

به حق این ماه و این شب قدر دست نیازمونو خالی از درگهت برنگردون.((

 

آمین یا ربالعالمین.

 

 

    به ذره گر نظر لطف بوتراب (ع) كند                   " به آسمان رود و كار آفتاب كند "

 

مصرع دوم بيت بالا از خود حضرت علي (ع) مي باشد .

 

سالها پيش يكي از طلابي كه در نجف اشرف درس مي خواند بر اثر ضعف شديد وسختي روزگار شكايت خود را به حرم اميرالمومنين برده وبا حضرت در ميان مي گذارند

 حضرت در عالم رويا به وي اين مصرع را تعليم فرموده وبه او مي فرمايند به هند مي روي واين مصرع را براي فلان تاجر معروف هندي مي خواني.

 قضيه تاجر هندي هم به اين شكل است

 كه وي مصرع اول بيت بالا را در وصف اميرالمومنين مي سرايد و نمي تواند